جا
زبان مبدأ: فارسی
- اسم بخشی از فضا یا سطح، محل، مکان، موضع. جای.
- اسم : زمان و وضع مناسب برای کاری، موقعیت.
- اسم فضا یا محل برای قرار کرفتن چیزی یا کسی. مأوا، منزل.
- اسم محل اقامت مقتی یا دائمی، محل زندگی.
- اسم آنچه از چیزی باقی میماند. نشانه، اثر.
- اسم : رختخواب، بستر.
- اسم عوض، جانشین، بدل.
- اسم : مقام، منصب.
- اسم قسمت یا بخش مشخصی از یک چیز یا عضوی از بدن.
- اسم : حد، اندازه.
- اسم : گوشهای از ماجرا، بخشی از داستان.واژه جا معادل ابجد 4 تعداد حروف 2 تلفظ jā نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [پهلوی: giyāk] ‹جای› مختصات (زَ دَ) (مص م .) آواشناسی jA الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع واژگان عامیانه فرهنگ فارسی معین
- اسم ظرف، بشقاب.