جا

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم بخشی از فضا یا سطح، محل، مکان، موضع. جای.
  2. اسم : زمان و وضع مناسب برای کاری، موقعیت.
  3. اسم فضا یا محل برای قرار کرفتن چیزی یا کسی. مأوا، منزل.
  4. اسم محل اقامت م‌قتی یا دائمی، محل زندگی.
  5. اسم آنچه از چیزی باقی می‌ماند. نشانه، اثر.
  6. اسم : رختخواب، بستر.
  7. اسم عوض، جانشین، بدل.
  8. اسم : مقام، منصب.
  9. اسم قسمت یا بخش مشخصی از یک چیز یا عضوی از بدن.
  10. اسم : حد، اندازه.
  11. اسم : گوشه‌ای از ماجرا، بخشی از داستان.واژه جا معادل ابجد 4 تعداد حروف 2 تلفظ jā نقش دستوری اسم ترکیب (اسم) [پهلوی: giyāk] ‹جای› مختصات (زَ دَ) (مص م .) آواشناسی jA الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع واژگان عامیانه فرهنگ فارسی معین
  12. اسم ظرف، بشقاب.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}