جار
زبان مبدأ: فارسی
- اسم : خرزهره.
- اسم داد و فریاد.
- اسم آب روان یا هر مایع که روان باشد. جاری.
- اسم : همسایه، شریکه
- اسم جر دهنده، حرفی که مدخول خود را جر دهد. مدخول را مجرور گویند و مجموع را جار و مجرور. احتمالاً تلفظی از لغت دخیل عربی «جهر».
- اسم چلچراغ و هر نوع چراغی که آویزههای بلوری داشته باشد.