اخص
زبان مبدأ: فارسی
- صفت خاص، مخصوص. خاصتر، گزیده.
- صفت (منطق): ویژگی کلیای که نسبت به کلیای دیگر دارای مصداقهای کمتری است. مقابل اعم.
- صفت اخص ممکن است در زبان معیار باستان بصورت اَ - خَص قابل تجزیه باشد؛ و مفهومی مانند غلیظ، خالص با پیشوند تعجب اَ بوده است.