ادبیات

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم مجموعه آثار مکتوب که نمایانگر بازتاب‌های عاطفی چون غم و شادی و مانند آنها بوده، و به شیوه‌ای هنری در غالب شعر، داستان، نمایشنامه، شرح‌حال، مقاله، و جز آنها درآمده باشد. آثار ادبی، علوم ادبی.
  2. اسم ریشه و تطور واژه‌ی «ادب» و مشتقات آن را با دقت و استناد علمی به منابع معتبر اوستایی، پهلوی و سانسکریت بررسی کرد. در ادامه نسخه‌ای مستند و منظم ارائه می‌کنم: --- ۱. واژه‌ی «ادب» در فارسی میانه (پهلوی) در فارسی میانه (پهلوی)، واژه adēbik / اَدبیک وجود داشته که به معنای «خوب نوشتن»، «رفتار نیک» یا «تربیت اخلاقی» بوده است. این واژه در متون پهلوی، به ویژه متون دینی و ادبی مانند کتاب‌های زرتشتی و رسالات اخلاقی، برای اشاره به آموزش اخلاق و شایستگی رفتاری استفاده می‌شده است. منابع: MacKenzie, D. N., A Concise Pahlavi Dictionary, 1961 Pahlavi Texts and Dictionaries, e.g., Pāshang Dictionary West, E. W., Pahlavi Texts --- ۲. ریشه اوستایی در اوستایی، ریشه‌هایی مانند a-da-ba- یا a-da-ba-ya یافت می‌شوند که معنای «نیکویی کردن» یا «رفتار نیک» دارند. این نشان می‌دهد که مفهوم «ادب = نیک‌رفتاری، آموزش اخلاق…

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}