ارتفاق
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (حقوق): حقی برای کسی در مِلک دیگری، مانند حق عبور آب از مِلک دیگری، و حق گشودن پنجره، ناودان در زمین دیگری.
- اسم (قدیم): جمع شدن، پیوستگی.
- اسم (جانوری): مفصلی که سطوح مفصلی استخوانهای آن بوسیله غضروف لیفی، که حرکت را بسیار محدود میکند، از هم جدا شده باشند.
- اسم (جانوری): خطی که مرز جوش خوردن دو استخوان را که در ابتدا از هم جدا بودهاند، مشخص میکند.
- اسم بر آرنج تکیه دادن، تکیه دادن بر نازبالش.
- اسم رفاقت کردن، همراهی کردن. دوست طلبیدن.