ارد

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، آراد.
  2. اسم از اصطلاحات مشترک زبان مادی، اوستایی و سکایی سده هفتم پیش از میلاد است.
  3. اسم (اُرْد): در گویش گنابادی یعنی جنگجو طلبیدن، مبارز طلبیدن، مهلت‌دهی. ارد دادن.
  4. اسم (اَرِدْ): در گویش گنابادی یعنی بیاورد، پس دهد.
  5. اسم (اَرْد): در گویش گنابادی (گبری) یعنی فرمانده اردو، سرلشکر، رئیس جنگجویان.
  6. اسم (اِرَدَ): در گویش گنابادی یعنی توان، نیرو.
  7. اسم فرمان، دستور؛ فرمان کسی را خواندن، به حرف کسی اهمیت دادن، فرمان کسی را انجام دادن.
  8. اسم اَرد ممکن است در زبان معیار باستان بصورت اَلدَ قابل ترجمه بوده که اردشیر (اَلدَشیر) از مشتقات آن است. اردشیر استعاره‌ای بوده از در دست داشتن شیر برای دشمنان.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}