ارد
زبان مبدأ: فارسی
- اسم روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، آراد.
- اسم از اصطلاحات مشترک زبان مادی، اوستایی و سکایی سده هفتم پیش از میلاد است.
- اسم (اُرْد): در گویش گنابادی یعنی جنگجو طلبیدن، مبارز طلبیدن، مهلتدهی. ارد دادن.
- اسم (اَرِدْ): در گویش گنابادی یعنی بیاورد، پس دهد.
- اسم (اَرْد): در گویش گنابادی (گبری) یعنی فرمانده اردو، سرلشکر، رئیس جنگجویان.
- اسم (اِرَدَ): در گویش گنابادی یعنی توان، نیرو.
- اسم فرمان، دستور؛ فرمان کسی را خواندن، به حرف کسی اهمیت دادن، فرمان کسی را انجام دادن.
- اسم اَرد ممکن است در زبان معیار باستان بصورت اَلدَ قابل ترجمه بوده که اردشیر (اَلدَشیر) از مشتقات آن است. اردشیر استعارهای بوده از در دست داشتن شیر برای دشمنان.