جزیره

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم (جغرافیا، علوم‌زمینی): خشکی یا قطعه زمینی که دور تا دور آن آب باشد. جمع جزایر.
  2. اسم آبخوست ؛ قطعه زمینی که گرداگردش را آب گرفته باشد، آبخست، آبخوست، آبخو.

*پهلوی *( جزیره ) واژه ای پارسی است جزیره در نوشته های پهلوی ( گزیرک ) گفته شده که از دو بخش، گی ( زمین ) و زَره ( دریا ) ساخته شده است و به معنی ( زمین میان دریا ) میباشد. واژه گی در آغاز واژه ( گزیره ) همان واژه گیتی ( زمین ) است که با واژه لاتین geo و geography هم ریشه می باشد. geography: جغرافیا واژه ( زَره ) نیز دگرگون شده همان واژه ( دره یا دریا ) است و با واژه انگلیسی sea همریشه می باشد. Se…

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}