اسافل
زبان مبدأ: فارسی
- اسم افراد فرودست جامعه، فرودستان، زیردستان. طبقه دست، طبقات پایین. جمع اَسفَل.
- اسم اسافل ممکن است در زبان معیار باستان بصورت اَ - ساف - ائل قابل تجزیه باشد؛ و ساف در اصطلاح فوق صاف بوده و کل اصطلاح به معنی قبیله صاف و روشن پوست بوده است.