استن
زبان مبدأ: فارسی
- فعل استیدن.
- اسم : ستون، رکن.
- اسم : استون. مایعی است بیرنگ، فرّار، سریع التبخیر و قابل اشتعال، با بوی اتری که از تقطیر یکی از استاتها به دست میآید و مانند یک حلال بکار میرود.
- اسم : واحدا اندازهگیری نیرو که اگر بر جِرمی برابر یک تُن وارد سود، شتابی مساوی یک متر بر مجذور ثانیه به آن میدهد. نیرویی معادل هزار نیوتن.