جیش
زبان مبدأ: فارسی
- اسم لشکر، سپاه.
- اسم واژه جیش پیروز شدن، برد جنگ j i š:(1) to conquer to win .۹۳و۱۹ یشت ۱/۱ نرینه با شماره ۲ (۲)j iš: صفحه ۵۴۰ جیش زندگی کردن ، گذرزندگی مانده:to live, to pass one s life. صفحه ۵۴۱ جی جیش آرزو (بن) آروزی زندگی کردن مانند:j ī j i š:to desire to live جی جیش آرزوی زندگی کردن. j ī j š a:desiring to l i ve. ۶/۳ یسنا ۳۵و۸. نرینه j ī t i صفحه ۵۴۲ منبع. فرهنگ واژه های اوستا
- اسم در ادامه واژههای اوستایی «جِش / جیش / jīš / jiš» که از فرهنگ واژههای اوستا نقل کردهاید، منابع معتبرِ تکمیلی را که در حوزهٔ اوستایی، پهلوی و سنسکریت برای بررسی این واژهها استفاده میشوند، میآورم. (چون درخواست شما «منابع معتبر کتابی» است، تنها کتب استاندارد دانشگاهی معرفی میشوند.) --- 📚 در ادامه خلاصهٔ دقیق و فشردهٔ مدخلهای مربوط به jīš / jiš (مطابق درخواست) را میآورم و در پایین آن، فهرست منابع معتبرِ کاملاً کتابی را جداگانه قرار میدهم. --- معنای اوستاییِ jiš / jīš 1) ریشهٔ اوستایی jiš- معنا: پیروز شدن، چیره شدن، بردن جنگ برابر سانسکریت: √ji (to conquer, to win) شواهد: یشتها، گاهان (بهویژه یشت 19 و 9/93). ساختها و مشتقات: jīša- : پیروزی، غلبه بازتاب در پهلوی: zēh- / zīh- به معنی «چیره شدن». --- 2) ریشهٔ اوستایی jī- / jīš- معنا: زیستن، گذران زندگی کردن (to live, to pass one’s life…
- اسم مواد زائدی که به صورت مایع از بدن دفع می شود.
* اوستایی و پهلوی