پیزوری
زبان مبدأ: فارسی
- صفت زپرتی، درپیتی، آدمی که زار و نزار و مثل علف خشکیده باشد.
- صفت در گویش گنابادی یعنی بیعرضه، بیکفایت، نالایق، ناتوان، کسی که به هیچ دردی نمیخوره و فقط باعث درد سر برای دیگران میشه.
- صفت (ترپند)؛ پیزور تو پالان کسی کردن: یعنی کسی را الکی باد و بزرگ و گُنده کردن یا دنده دادن به کسی.