چکنه

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم خرده‌مالک.
  2. اسم آب، ملک، یا گله‌ای که چند مالک داشته باشد.
  3. اسم گله‌ای که هر یک از روستاییان چند گوسفند در آن داشته باشند.
  4. اسم چوپانی که گلۀ گوسفند متعلق به روستاییان را بچراند.
  5. اسم چکنه در زبان ترکی به معنی جذاب و دارای کشش می باشد. و شهر ترک زبان چکنه جایی است که به دلیل داشتن آب و هوای خوب و دره سرسبز و آب فراوان دارای کشش و جذابیت زیادی در منطقه است.حسن حسن آبادی
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}