گئوچنگ

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم در دنیای قدیم ایرانیان، گئوچنگ عصای پیری نبوده بلکه ابزاری بود که چوپان یا هر فرد دیگر برای بدام انداختن و مهار گاو، اسب و یا هر حیوان اهلی دیگر بکار می‌برد. چنگ به زبان معیار باستان، ترجیحا مهار بوده.
  2. اسم گئو به صورت گَو یعنی زورگاو در شاهنامه محفوظ مانده مثلا گَو اسفندیار یعنی پهلوان اسفندیار. در دوئل تن به تن هنگام شاخ به شاخ شدن گَو می‌توانست حریف را تا فاصله حیرت‌آور به عقب براند.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}