تلا

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم ساختار واژه به طلا شباهت دارد اما به زبان عیلامی به معنی نوشت است.
  2. اسم تلا واژه اي پارسي است که آن را چون تپيدن و تاس به طا ء معرب نويسند (زير واژه ي طاس) پارسي است و آن را به عربي ذهب خوانند طلا به معني زر سرخ دراصل به تاي قرشت به سبب اختلاط عرب و عجم به طاي مطبقه نوشته اند (سراج) تازي است از طلا ء که طلي ممال آن است در فرهنگ عربي به فارسي لاروس طلا ء و طلي هيچ يک با آرش زر نيامده زر ‎ - 1 نوزاد آهو ‎ - 2 هر چيز کوچک ‎ - 3 بچه ي گاو و گوسفند ‎ - 4 تن جانور ‎ - 1 هر چه آن را در مالند بر چيزي اندود . ‎ - 2 دوايي رقيق که بر عضو مالند . ‎ - 3 قطران . ‎ - 4 زر ذهب جمع : طلاجات (غلط) . يا زر طلا (طلي) ‎ - 1 زرانداي مذهب مطلا کننده . ‎ - 2 زر خالص که براي اندود کردن و طلا کردن مس و چيزهاي ديگر به کار رود . ‎ - 5 نوعي شراب غليظ که به سياهي زند مي پخته . يا طلاي دو بتي . اشرافيي که هر دو روي آن صورت داشته باشد . يا طلاي سفيد . فلزيست سفيد رنگ شبيه به نقره و سنگين تري…
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}