اعراض
زبان مبدأ: فارسی
- اسم : عَرَضها، بیماریها، جمع عَرَض و عِرض.
- اسم نسبت به چیزی کراهت داشتن، آن را نپذیرفتن، و از آن رو گرداندان. روی گردانیدن.
- اسم شیر پستان زن هنگامی که عصبی یا وحشت زده باشد یا غم و اندوه شدیدی به او دست داده باشد. خوردن شیر اعراض باعث ناخوشی کودک میشود.