حمام

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم محلی با وسایل لازم برای شست‌وشوی بدن، گرمابه.
  2. اسم (جانوری): کبوتر.
  3. اسم لغت همام یا حمام همای یا همام واژه ایی از بیخ و بن پارسی است. . . .. . . . واژه همامآهنجیده شده از هما ( هو یاما ) هام ( همه . . . . مانند پرهام که برکشیده شده از پیر همه یا هام . . . . در چم پیر همگان . . . . مراد همگان ) پس رویهمرفته هما هام=همام . . . . . . در چم بزرگ همه . . . . مایه فر . . . . . مایه بزرگی همگان خوشحال میشوم دوستان به چالش بکشند. . . . در نظر داشته باشید ما در استوره هایمان ( اسطوره ) پرنده ایی جادویی به نام هما داریم. بدرود خرد پیشه راهتان . . . و فره تارکتان کوروش هو واژه پژوهان نوین
  4. اسم مرگ، موت.
  5. اسم حمام زنانه کنایه از: جای شلوغ و پر سر و صدا.
{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}