افراز
زبان مبدأ: فارسی
- اسم بن مضارعِ افراختن، افراشتن.
- اسم جزء پسین بعضی از کلمههای مرکب، به معنی افراخته.
- اسم : تقسیم مِلک یا مالِ مُشاع بین مالکان آن و تعیین سهم هر یک از آنها به تقاضای هر کدام از مالکان بر مبنای حکم دادگاه ← مفروز.
- اسم : تفکیک یک مجموعه به چند مجموعه به صورتی که این مجموعهها عضو مشترکی نداشته باشند و اجتماع آنها مجنوعه اصلی باشد.
- اسم : تقسیم کردن. تقسیم.
- اسم فراز. کرسی، منبر. بلندی، ارتفاع.
- اسم جدا کردن، بیرون دادن.