افشان
زبان مبدأ: فارسی
- صفت آشفته و پریشان، چنانکه زلف.
- صفت سردوشی حمام.
- صفت : ویژگی نوعی ریشه در گیاهان تک لپهای که در آن تشخیص ریشه اصلی از ریشه فرعی ممکن نیست.
- صفت : در قالیبافی، ویژگی طرحی که اغلب برگها، گلها، و حیوانات به عنوان نقوش اصلی فرش بر سطح آن پراکنده است.
- صفت : چهارشاخ
- صفت : ویژگی سیم مسی یا سیم برق که از چند تار نازک تشکیل شده باشد. مقابل سیم تکلا یا مفتولی.
- صفت جزء پسین بعضی از کلمههای مرکب، به معنی افشاننده.
- صفت جزء پسین بعضی از کلمههای مرکب، به معنی افشاندن.
- صفت در بعضی کلمات مرکب به معنی افشاننده آید: آتش افشان، گل افشان، زر افشان.