الماس
زبان مبدأ: فارسی
- اسم واژه الماس از بنیاد پارسی و آریایی است چرا که واژه الماس در زبان یونانی به شکل دیاموندیا که شکل قدیمی تر واژه دیاموند است پس الماس کلمهای آریایی و پارسی هست نه یونانی.
- اسم الماس در زبان معیار باستان به دو بخش اَل - ماس قابل تجزیه است که ممکن است تحریف شده اَلباس باشد.
- اسم واژه «اَلماس» در فارسی از ریشهٔ «ماس»ِ فارسی (= سخت، سفت / آماسیده) گرفته شده است، نه از یونانی adamas. این دیدگاه را شماری از زبانشناسان ایرانی پذیرفتهاند و از نظر ساخت واژهای نیز کاملاً قابل توضیح است. --- 🟦 جمعبندیِ ریشهشناسی «الماس» در یک جملهٔ ساده: «اَلماس» در فارسی از ماسِ فارسی (= سخت، فشرده، سنگ بسیار سخت ← ریشهٔ اوستایی–پهلوی maŋh- / maṅs-) ساخته شده است و وامواژهای از یونانی adamas نیست. ساخت آن در درونِ فارسی با الگوی ال + ماس کاملاً قابل توضیح است. --- 🟩 توضیحِ دقیق و منسجم ۱) ریشهٔ «ماس» «ماس» در شاخهٔ ایرانی دو حوزهٔ معنایی کهن دارد: 1. ماس / آماس = ورم، توده اوستایی: maŋh- / maṅs- = ورم، پف پهلوی: āmās فارسی: آماس سنسکریت: māṃsa / mans- = توده، برآمدگی ریشهٔ هندواروپاییِ مشترک «برآمدن / توده شدن» دارد. 2. ماس / ماسه = سخت، فشرده، سنگ سخت در فارسی میانه و کهن بهصورت …
*اوستایی و پهلوی