چرخ

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم کنایه از: آسمان.
  2. اسم نوعی کمان سخت. ؛~ کسی لنگ زدن (کن.)
  3. اسم با مشکل و دشواری مواجه شدن.
  4. اسم هر وسیله مدور که حرکت دورانی داشته باشد و حول محور خود بچرخد مانند چرخ دوچرخه یا چرخ اتومبیل.
  5. اسم هر دستگاهی که با گردش دور محوری کار کند مثل چرخ دولاب، چرخ عصا
  6. اسم ~ خیاطی دستگاه مخصوص دوخت پارچه و همانند آن. ؛~ گوشت دستگاه مخصوص خُرد کردن گوشت.
  7. اسم گرد کسی یا چیزی گردیدن.
  8. اسم بزرگترين شاهین بومی ايران است. طول بدن آن از ابتدای خم بال تا انتهای دم در حالت معمولی از ۳۸ سانتیمتر تا ۴۳ سانتیمتر متغير است و در حالات بسيار استثنايي به 47 سانتي متر نيز مي‌رسد.
  9. اسم و رشته كوه‌های زاگرس تولید مثل آنها بيشتر است. در بقيه مناطق ايران و به خصوص استان تهران نيز اين پرنده توليد مثل مي‌كند.

پهلوی از (بسنجید با و (مانوی) ,وامواژه‌ی ایرانی به ), از (بسنجید با), از , از (بسنجید با ), از .

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}