انگشتانه
زبان مبدأ: فارسی
- اسم ابزار فلزی، قالب سرِ انگشت، به هنگام دوختن چیزی بر سر انگشت میگذارند تا ته سوزن در انگشت فرو نرود.
- اسم گلی است زینتی از تیرة میمون شبیه انگشتانه دارای رنگهای مختلف، برگهایش بسیار تلخ و دارای مادة سمی شدیدی است که از آن مادهای به نام دیژیتال میگیرند.