اهل

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم جمع اهالی؛ آنکه در جایی زاده شده یا سکونت دارد.
  2. اسم مردمی که در یک جا ساکن باشند.
  3. اسم خانواده.
  4. اسم شایسته، سزاوار.
  5. اسم نجیب، اصیل.
  6. اسم آن که در جایی زاده شده.
  7. اسم خواستار، وابسته یا معتاد به چیزی.
  8. اسم آن که دارنده خصوصیتی.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}