آبگوشت

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم خوراك ديرينه‌ی ایرانی شامل گوشت گوسفند با چربی، نخود، سیب‌زمینی، پیاز همراه با آب طبخ می‌شود و در دو مرحله صرف می‌گردد. مرحله اول آب آن را با تکه‌های نان تیلیت نموده، می‌خورند (ترید)؛ الباقی مواد (گوشت کوبیده) را با نان صرف می‌شود. چاشنی آبگوشت ترشی، ماست یا دوغ و سبزیجات است.
  2. اسم طعمه‌ای که پیش از شکار، باز و دیگر جوارح طیور را دهند. مُسْته. چشته.
  3. اسم مایعی خاص برای تربیت حیوانات ذره‌بینی. هر نوع محیط مایع که پایۀ آن آبگوشت مغذی یا پروتئین آبکافت‌شده باشد.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}