قفل
زبان مبدأ: فارسی
- اسم اسبابی برای بستن چیزی و جلوگیری از دسترسی آزادانه به آن.
- اسم اسبابی که جز با کلید یا رمز معینی باز نشود.
- اسم --- بررسی ریشهشناسی واژه «قفل» ۱. ریشهشناسی در اوستایی و پهلوی در زبان اوستایی، ریشههایی مانند gapra- و gafra- وجود دارند که به معنای «بستن»، «گره» یا «چیز بستهشده» هستند. این ریشهها در متون اوستایی بهکار رفتهاند و نشاندهنده مفهوم «بستن» و «محکم کردن» میباشند. در زبان پهلوی، این ریشهها به صورت gapl یا gafl درآمدهاند که معنای «گره»، «بست» یا «چیزی شبیه قفل» را منتقل میکنند. ۲. تحول در فارسی میانه و فارسی نو در فارسی میانه (پهلوی ساسانی)، واژهای مشابه gafl وجود داشته است. در فارسی نو، این واژه به صورت قفل یا کفل باقی مانده است. در این تحول، تغییر واجی g → q/k مشاهده میشود که نمونههایی مشابه در زبانهای ایرانی وجود دارد: gapīk → کپیک garm → گرم (در عربی: qarm = «گرمگونه») ۳. وضعیت در زبان عربی در زبان عربی کلاسیک، واژه «قفل» پیش از اسلام بهعنوان واژهای بومی و پرکاربرد شناخته…
* اوستایی و پهلوی