شیر
زبان مبدأ: فارسی
- اسم (جانوری): شیر (با یاء مجهول) و نیز شـَگر، پستانداری بسیار نیرومند با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند، وحشی و گوشت خوار از راسته گربه سانان یا پلنگشکلان که بسیار نیرومند و چابک است.
- اسم (جانورشناسی) جانور گوشتخوار از تیرهی گربهسانان، هژبر
- اسم (مایع): شیر (با یاء معلوم) مایعی سفید زنگ. و مغذی با طعم شیرین که از پستانهای پستانداران ماده پس از زایمان ترشح میشود.
- اسم مایعی خوراکی است که توسط غدد پستان پستانداران تولید میشود. شیر غذای اصلی نوزادان را تشکیل میدهد که هنوز توانایی گوارش غذاهای گوناگون را ندارند.
- اسم مایع غذایی سفیدرنگی که از پستان مادر میتراود
- اسم (ابزار): ابزاری فلزی که به لولههای گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل میکنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دستهی دایرهای شکل.
- اسم وسیلهای برای باز و بست، تنظیم و کنترل جریان مایعات یا گازها به کار میرود.
- اسم وسیلهای برای باز و بسته کردن جریان سیال
- اسم نر آن یال دارد.
- اسم شیر پاک خورده کنایه از : اصیل و با اصل و نسب، با حسن نیت و خوش عمل.
- اسم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد: کنایه از چیزی که یافتنش محال باشد.
- اسم (عامیانه): موفق، پیروز. ؛ ~ بچه کنایه از آن که با وجود جوانی بسیار شجاع و دلیر