برغ
زبان مبدأ: فارسی
- اسم بندی باشد که از چوب و خاشاک و خاک و گل در برابر آب ببندند، سد، برغاب. ورغ و وارغ نیز گویند.
- اسم واژه برق یا برغ در سنسکریت بره barh به معنی درخشیدن است و از سنسکریت به عربی رفته چون [ق] و [غ] جایگزین [ه] می شوند. مانند اسپرهم و اسپرغم، آهاردن و آغاردن، مَه و میغ. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز چاپ 1964 ) ( دستور زبان فارسی دکتر محمد جواد شریعت، چاپ ششم 1372 انتشارات اساطیر ) <ایران باستان:varga-(نولد که به نقل از۱۰۸۰ GNE Horn) از ریشه-varg <هندواروپایی:ųel . 3 فشردن، به هم فشردن، محبوس کردن(بادافزایه-g) (Horn NPSS pr.68 ,Pokorny LEW 1138) قس سنسکریت:várga دفع کننده، برگرداننده، vṛ (vṛņákti) دفع کردن، برگرداندن (Mayrhofer KEWA lll/243f.,245). منبع. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
- اسم ریشهشناسی واژهی «برق یا برغ» را به شکل دقیقتر و مستند، همراه با منابع کتابی معتبر، بازنویسی کرد. متن پیشنهادی به شکل زیر است: --- تحلیل ریشهشناسی واژهی «برق / برغ» ۱. ریشهی هندواروپایی و سنسکریت واژهی سنسکریت barh به معنی «درخشیدن» یا «تابش نور» ثبت شده است (Hock, 1991). این واژه به خانوادهی زبانهای هندواروپایی تعلق دارد و با توجه به قوانین تطور واجی این خانواده، میتواند به شکلهای مختلف وارد زبانهای ایرانی باستان شود. معنای «تابش ناگهانی نور» در سنسکریت با مفهوم برق در فارسی امروز تطابق معنایی دارد (دوست، ۱۳۷۹؛ پورداوود، ۱۳۶۳). ۲. ریشههای اوستایی و پهلوی در اوستایی، واژههایی مانند bara- یا barəza- به معنی «بلند، تابان» وجود دارند که از نظر معنایی با پدیدهی برق و درخشندگی مرتبطاند (راهرو عشق، ۱۳۸۵؛ شفیعی کدکنی، ۱۳۷۸). در پهلوی نیز ریشههایی مانند varga به معنای «فشردن، محبوس…