بک
زبان مبدأ: فارسی
- اسم در فوتبال به بازیکنان مدافع گفته میشود که جلویِ دروازه بان و پشت سر بازی کنان دیگر قرار دارند.
- اسم قورباغه، وزغ.
- اسم گریزگاه.
- اسم جنگل، بیشه.
- اسم دشت غیر مزروع.
- اسم خیار دشتی.
- اسم انگشت، زغال، زگال.
- اسم نوعی کوزة دهن تنگ که گردنش کوتاه و شکمش پهن و گرد است، تنگ.
- اسم نوعی غلیان سفالین، غلیان بک. غلیان بک: نوعی غلیان سفالی.
* پهلوی * واژه بک معادل ابجد 22 تعداد حروف 2 تلفظ bak ترکیب (اسم) [پهلوی: vak] ‹وک، پک› (زیستشناسی) [قدیمی] مختصات (بَ) ( اِ.) منبع فرهنگ فارسی عمید فرهنگ فارسی معین