وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا
و قطعاً بر شهری که باران بلا بر آن بارانده شد گذشتهاند؛ مگر آن را ندیدهاند؟ [چرا،] ولی امید به زندهشدن ندارند.