دیوان حافظ شیرازی
غزلیات و اشعار خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی را آنلاین بخوانید.
حافظ شیرازی
692 شعر در 5 بخش
خواجه شمسالدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسانالغیب» غزلسرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوقالعادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمسالدین) و خاستگاه وی و سالهای عمر او اختلاف نظر وجود دارد. اما بنا بر قول مشهور وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فرا گرفت و در علوم ادبی عصر پایهای رفیع یافت؛ خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. گوته -دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی- دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحبنظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است.
بخشهای دیوان
- غزلیات (495)
- قطعات (34)
- رباعیات (42)
- قصاید (3)
- اشعار منتسب (118)
اشعار و غزلیات حافظ
- غزل شمارهٔ ۱ — اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها / که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکله…
- قطعه شمارهٔ ۱ — تو نیک و بد خود هم از خود بپرس / چرا بایدت دیگری محتسب
- رباعی شمارهٔ ۱ — جز نقش تو در نظر نیامد ما را / جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شجاع — شد عرصهٔ زمین چو بساط ارم جوان / از پرتو سعادت شاه جهانستان
- شمارهٔ ۱ — ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما / بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما
- غزل شمارهٔ ۲ — صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟ / ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا
- قطعه شمارهٔ ۲ — سرای مدرسه و بحثِ عِلم و طاق و رَواق / چه سود، چون دلِ دانا و چشمِ بینا نیست؟
- رباعی شمارهٔ ۲ — بر گیر شراب طربانگیز و بیا / پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع — ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی / هزار نکته در این کار هست تا دانی
- شمارهٔ ۲ — صبح دولت میدمد کو جام همچون آفتاب / فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب
- غزل شمارهٔ ۳ — اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را / به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را
- قطعه شمارهٔ ۳ - ماده تاریخ وفات تورانشاه (میل بهشت = ۷۸۷) — آصف عهد زمان جان جهان تورانشاه / که در این مزرعه جز دانهٔ خیرات نکشت
- رباعی شمارهٔ ۳ — گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات / گفتم دهنت، گفت زهی حبّ نبات
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - قصیدهٔ در مدح شاه شیخ ابواسحاق — سپیدهدم که صبا بوی لطف جان گیرد / چمن ز لطف هوا نکته بر جنان گیرد
- شمارهٔ ۳ — اگر به لطف بخوانی مَزید الطاف است / وگر به قهر برانی درون ما صاف است
- غزل شمارهٔ ۴ — صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را / که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
- قطعه شمارهٔ ۴ - ماده تاریخ وفات (قرب طاعت = ۷۸۲) — بهاء الحق و الدین طاب مثواه / امام سنت و شیخ جماعت
- رباعی شمارهٔ ۴ — ماهی که قدش به سرو میماند راست / آیینه به دست و روی خود میآراست
- شمارهٔ ۴ — غمش تا در دلم مَأوا گرفته است / سرم چون زلف او سودا گرفته است
- غزل شمارهٔ ۵ — دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
- قطعه شمارهٔ ۵ — قوت شاعرهٔ من سحر از فرط ملال / متنفر شده از بنده گریزان میرفت
- رباعی شمارهٔ ۵ — من با کمر تو در میان کردم دست / پنداشتمش که در میان چیزی هست
- شمارهٔ ۵ — هوس باد بهارم به سوی صحرا برد / باد بوی تو بیاورد و قرار از ما برد
- غزل شمارهٔ ۶ — به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟ / که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را
- قطعه شمارهٔ ۶ - ماده تاریخ (رحمان لایموت = ۷۸۶) — رحمان لایموت چو آن پادشاه را / دید آن چنان کز او عمل الخیر لایفوت
- رباعی شمارهٔ ۶ — تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست / تا بندهٔ تو شدهست تابنده شدهست
- شمارهٔ ۶ — صراحی دگر بارم از دست برد / به من باز بنمود می دستبرد
- غزل شمارهٔ ۷ — صوفی بیا که آیِنِه، صافیست جام را / تا بِنگَری صَفایِ مِیِ لَعلفام را
- قطعه شمارهٔ ۷ — به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق / به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
- رباعی شمارهٔ ۷ — هر روز دلم به زیر باری دگر است / در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر است
- شمارهٔ ۷ — من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد / که کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَد
- غزل شمارهٔ ۸ — ساقیا برخیز و دَردِه جام را / خاک بر سر کن غمِ ایّام را
- قطعه شمارهٔ ۸ — خسروا گوی فلک در خم چوگان تو شد / ساحت کون ومکان عرصهٔ میدان تو باد
- رباعی شمارهٔ ۸ — ماهم که رخش روشنی خور بگرفت / گرد خط او چشمهٔ کوثر بگرفت
- شمارهٔ ۸ — کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد / خون شد دلم ز درد، به درمان نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۹ — رونق عهد شباب است دگر بُستان را / میرسد مژدهٔ گل بلبل خوشالحان را
- قطعه شمارهٔ ۹ — دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد / دشمن دل سیاه تو غرقه به خون چو لاله باد
- رباعی شمارهٔ ۹ — امشب ز غمت میان خون خواهم خفت / وز بستر عافیت برون خواهم خفت
- شمارهٔ ۹ — در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد / گر خرمنی بسوزد چندان عجب نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۰ — دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما / چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}