شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

خوب‌رویان چون سپاه غمزه را رو می‌دهند
منصب شمشیرداری را به ابرو می‌دهند

بس که خو دارند با سنگ جفا دیوانگان
شیشه دل را به دست طفل بدخو می‌دهند

دیده‌اند آنان که سودای سر زلف تو را
هر دو عالم در بهای یک سر مو می‌دهند

هست گیرا گرچه خال اما کمندانداز نیست
پیچ و تاب و سرکشی‌ها را به گیسو می‌دهند

بس که از راحت گریزانند مجروحان ناز
روز تا شب زخم شمشیر تو را بو می‌دهند

نقد دل را گر به خال او دهم منع‌ام مکن
منعمان دائم زر خود را به هندو می‌دهند

از بزرگان خانه‌بردوشان به جایی می‌رسند
موج را دریادلان قصاب، پهلو می‌دهند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}