شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

بدان قرار که تن را بود به جان اخلاص
به خاک پای تو ما را است آن‌چنان اخلاص

وصال دوست میسر به سیم و زر نشود
اگر تو طالب یاری به‌هم رسان اخلاص

رهی است راه محبت که صد خطر دارد
رسی به منزل اگر هست کاروان اخلاص

نه در بقا است امیدی نه در فنا ثمری
مگر به کار دل آید در این میان اخلاص

کمان ناز به‌ زه کن به قصد سینه من
میان ما و تو در دل بود نشان اخلاص

تفاوت من و بلبل همین بود که مدام
مرا است درددل و او را است در زبان اخلاص

کجا روم که کنم سجده جز درش قصاب
مرا که هست در این خاک آستان اخلاص

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}