شمارهٔ ۱۹۳

غزلیات

چندان‌که حمد و سجده بود در نماز فرض
باشد میان ما و تو ناز و نیاز، فرض

مشق حقیقت است تماشای صنع دوست
باشد به طالبان تو عشق مجاز، فرض

بی‌رنج، راحتی نتوان یافت زین سفر
در راه کوی تو است نشیب و فراز، فرض

شب‌ها چنان‌که سوختن آید به کار شمع
باشد به اهل بزم تو سوز و گداز، فرض

الفاظ شوخ، زینت روی معانی است
باشد عروس بکر سخن را جهاز، فرض

قصاب می‌رویم به طوف حریم دوست
بر ما شده است رفتن راه حجاز، فرض

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}