غزل شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

هر کس بتو دلربا نشیند
بسیار ز خود جدا نشیند

همچون هدفم سفید شد چشم
تا ناوک تو بجا نشیند

از بس تنگست بزم وصلت
جا نیست که نقش پا نشیند

مرغ الفت پرید ازین باغ
شبنم از گل جدا نشیند

باشد بلبت نشان دندان
نقشی که بمدعا نشیند

در دامن من فلک کند سیر
خاری که مرا بپا نشیند

از کوی وفا هر آنکه برخاست
در راه تو بیوفا نشیند

از راه وصال برنخیزد
گردی که بروی ما نشیند

در بزم جهان کلیم شمعست
می سوزد هر کجا نشیند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}