غزل شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

به بی تکلفی آن عارفی که خو دارد
نظر به بندد از آن گل که رنگ و بو دارد

ببین بجذبه نسبت که خامه دو زبان
همیشه الفت با صفحه دورو دارد

کسیکه بنده عشقست بی نشان نبود
ز موج گریه خود طوق در گلو دارد

دلم ز تیغ تو چون شانه شد تمام انگشت
حساب حلقه آن زلف مو بمو دارد

براه یک جهتی سالکی که روی نهد
نه بیند آینه را زانکه پشت و رو دارد

قسم بذوق محبت که دشمنی فرضست
علاج سینه کن ار کینه ای عدو دارد

ز روسفیدی میخوارگان دهد خبری
گلی که در چمن خرمی کدو دارد

بمحفل غم و شادی بود عزیز چو شمع
جگر گدازی کز گریه آبرو دارد

زبان هر مژه چشم نکته پردازش
کلیم با من صد قسم گفتگو دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}