شمارهٔ ۷۴

غزلیات

آه که از حال من یب ندانست
مردم و درد دلم طبیب ندانست

گل مگر این بی وفانی از پی آن کرد
کز دل مجروح عندلیب ندانست

عقل ز هر کسی که ماجرای تو پرسید
هیچ کس این قصه عجیب ندانست

تا دل آواره در کمند تو افتاد
هیچ کس احوال آن غریب ندانست

خلق چه داند مراد خاطر ما را
کام محبان بجز حبیب ندانست

دوش بر آن در چه عیشها که نمودم
با سگ کویش که آن رقیب ندانست

هم به مرادی رسد کمال که کس را
از کرم دوست بی نصیب ندانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}