شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

ز عشقت بی کس و مسکینم ای دوست
اگر بیدل نیم بی دینم ای دوست

مرا صد بار گفتی خواهمت کشت
بکش بک ره مکش چندینم ای دوست

تو دشمن دوستی من دوست دشمن
تو آنی در وفا من اینم ای دوست

گزین تر از همه رأی من این است
که بر تو دیگری نگزینم ای دوست

چو شمعم گفته ای بنشین بر آتش
ز جان برخیزم و بنشینم ای دوست

به بهای غمت پروانه سان سوخت
مگس را بال بر بالینم ای دوست

کمال از ضعف شد هیچ و هیچش
نمیپرسی چنین میبینم ای دوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}