شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

از کویت بفردوس اعلی دری است
نثار در تست هرجا سری است

تو رضوان نوشین لبی و شراب
ز دست تو هر قطره ای کوثری است

تو از رحمتی آبت و بند زلف
ز طاوس بر روی آیت پری است

مرو همچو بیانی از پیش چشم
درین گوشه بنشین که خوش منظری است

ز دودم بپرهیز کز سوز عشق
بهر عضو من آتش دیگری است

کجا ملک حسن تو باید شکست
که هر سر ز دل ها نرا لشکری است

عجب آتش است آتش دل کمال
که دوزخ ازین شعله خاکستری است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}