شمارهٔ ۲۵۴

غزلیات

مرا بی محنت او راحتی نیست
که تا عیشی نباشد عشرتی نیست

بسی دیدم نعیم و ناز عالم
ز ناز دوست خوشتر نعمتی نیست

بگوخونم بریز از کس میندیش
که خون بی کسان را حرمتی نیست

گناهش مینویسی ای فرشته
ترا خود هیچ انسانیتی نیست

به چشمش گر کم از خس می نمایم
خسی را این هم اندک عزتی نیست

من ومهرش که در خیل گدایان
چو من درویش صاحب همتی نیست

کمال اینجا چه درویشی فروشی
که شاهان را برین در قیمتی نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}