شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

مه لاف حسن زد به نو زا رخ بر او گرفت
خط جانب رخ نو گرفت و نکو گرفت

بوی تو چون شنیدن گل عندلیب مست
چندان کشید ناله که آواز او گرفت

از بوس پایه سرو بهم پوست باز کرد
در هر گه که پای بوس توأم آرزو گرفت

زاهد به صحبت نو پر رندان درد نوش
آن روز بار یافت که بر سر سبو گرفت

شوق لبت به میکده اش برد موکشان
پیری که از مرید همه ساله مو گرفت

گلگون سوار بر ره عشق نو خیل اشک
در ریختند و روی زمین را فرو گرفت

ضایع مکن که حرف بود در بصر کمال
چشم تو سرمه ای که از آن خاک گو گرفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}