شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

هر که از درد تو محروم بود بیمار است
و آنکه داغ تو نه پر سینه او افگار است

دلم از ناوک آن غمزه شکایت نکند
که بر این خسته حق نعمت او بسیار است

گله از بار غم و بار سنم نیست مرا
گر بود بار چدائی گله ها این بار است

بر سر کوی تو کمتر روم از بیم رقیب
که سگ خانه زبون گیر و گدا آزار است

پیش آن صورت مطبوع که دارد جانی
چه کنم صورت خورشید که بر دیوار است

صبر از آن لب نتوان کرد به دور رخ تو
زآنکه در موسم گل توبه ز می دشوار است

کار می دارد و معشوق کمال از همه دور
صوفی ما چه توان کرد که دور از کار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}