شمارهٔ ۳۹۵

غزلیات

در غم دلدار کس را این دل انگاری مباد
هیچ عاشق را ز یاری درد بی باری مباد

ناز های و هوی مستان زاهدان در زحمشند
را عاشقانرا از می عشق تو هشیاری مباد

خون دل آمد شرابم نقل: دشنام رقیب
گر دل باران خود دارد بر آتش همچنین

هیچکس را اینچنین خواری و خونخواری مباد
اینچنی جز با منش باری و غمخوار مباد

چشم بیدار مرا گر خواب می پوشد نظر
بانگ مرغ از دام چون بخشد فرح صیاد را

جز خیالش مونسی در خواب و بیداری میاد
کار دل در زلف او جز ناله و زاری مباد

از طلب گر می فزاید داغ و درد او کمال
در دل ریش تو جز درد طلبکاری مباد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}