شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

قدح بدور لیت پر ز خون دلی دارد
غمش میاد کز اینسان دلی بدست آرد

زمینه به جرعه بده آب و نخم عشرت کار
که خواجه آن درود از جهان که میکارد

میان زاهد و رندان ز باده دریاهاست
دوان دوان سوی ما آمدن کجا بارد

سحر به دفع خمارم چه حاجت ترشیست
ز چهره محتسب ما چو سر که می بارد

عبارتیست از آن لب به سرخی این همه خط
که باده بر لب باریک جام بنگارد

حکایت لب باریک ساقی و لب جام
به جز مغنی باریک نغمه نگذارد

مغنیاه سخنان کمال باریک است
بخوان به چنگ که باریک نغمه دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}