شمارهٔ ۵۳۵

غزلیات

وصل او مانده چرا دولت دنیا طلبید
دولتی را که به از دینی و عقبی طلبد

دوستداران به جز از دوست خواهید ز دوست
که نباشد به ازو هر چه ازو میطلبید

می کنید از سر هستی هوس خاک درش
از پس خاک شدن جنت اعلی طلبید

پیش بالا و لب او خنکیهاست همه
سایه و آب که از کوثر و طوبی طلبید

نوش داروست لبش درد ندارید دریغ
چند شربت ز شفاخانه عیسی طلبید

پسر تربت مجنون چو بسوزید عبیر
شکر و عود ز خال و لب لیلی طلبید

دگر از میکده پرسید خبرهای کمال
تا کی اش بر سر سجاده تقوی طلبید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}