شمارهٔ ۷۲۸

غزلیات

دوش آرزونی شکسته بودم
با زلف کجش نشسته بودم

پیوند به آن طناب کرده
از رشته جان گسسته بودم

دست من و زلف یار حاشا
بر خویش دروغ بسته بودم

خوش بود دلم به ناز آن چشم
از غمزه اگرچه خسته بودک

تا بر کف پاش مالم این روی
صد باره به اشک شسته بودم

از آتش هجر چشم به دور
آن شب چو سپند جسته بودم

فی الجمله به دولت رخ دوست
از ننگ کمال رسته بودم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}