شمارهٔ ۷۵۹

غزلیات

غم دوست من مغتنم می‌شمارم
نشاطی که بی‌اوست غم می‌شمارم

ستم‌ها که خاطر نداند شمارش
از آن غمزه عین کرم می‌شمارم

گدای تو را پادشه می‌شناسم
فقیر ترا محتشم می‌شمارم

تو شیرین‌تری گفتمش با دهانت
به گفتا من او را عدم می‌شمارم

از روی ترمه را به میزان ادراک
اگر پر شود نیز کم می‌شمارم

قدم تا نیاورده در ره عشق
فرنجیه گرت بی‌قدم می‌شمارم

کمالت ز جان بنده شد خواجگی بین
که خود را چنین محترم می‌شمارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}