شمارهٔ ۷۹۵

غزلیات

من ز جانان به جان گریخته‌ام
وز جفای جهان گریخته‌ام

آفرین بر گریزپایی من
کز غم این و آن گریخته‌ام

خلق در خانه‌ام کجا یابند
که من از خان و مان گریخته‌ام

بر درش دیده‌ام رقیبان را
چون گدا از سگان گریخته‌ام

گفت: از من گریخت نتوانی
گفتمش من از آن گریخته‌ام

بنده هرگز گریخت ز آزادی
از در او من آن گریخته‌ام

گر تو ناگه گریختی ز کمال
من از او هر زمان گریخته‌ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}