شمارهٔ ۹۸۹

غزلیات

بر سر راه طلب بافت گدانی گهری
یعنی از اهل دلی بیسرو پائی نظری

دی رسید از حرم وصل خطابیم بگوش
حلقه ای گر بزنی بر تو گشایند دری

دل که بر وی گذری می کند اندیشه غیر
نه دل است آه به حقیقت که بود رهگذری

دیده و دل دو حریمند که در هر دو حریم
جز خیال رخ او بار نیابد دگری

بی عنایت بسوی دوست قدم تا ننهی
که بجانی نرسی جز به چنین راهبری

یارب آن جان که جهان گمشده اوست کجاست
که ازو نی خبری بافت کسی نی اثری

با خبر نیست ازو میچکس الآ چو کمال
بیخودی دل شده ای از دو جهان بیخبری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}