شمارهٔ ۹۹۱

غزلیات

بر من بیدل اگر جور و ستم فرمودی
لطف بسیار نمودی و کرم فرمودی

تا به صاحب نظری از همه باشم افزون
سرمه چشم من از خاک قدم فرمودی

گفت پیش رقیبان دهمت صد دشنام
باز مرسوم دعاگو ز چه کم فرمودی

نامه شان پیش خودم خوان که ز دور آمده ام
چون دویدن پسرم همچو قلم فرمودی

ن ت من ز سر خوان کرم غصه و غم
گفته بودی که نفرمایم و هم فرمودی

دگر از خون دل ریش شرابم فرمای
چون کباب از جگر سوختهام فرمودی

راندیم از در و خون شد دل مکین کمال
از چه آزردن آفری حرم فرمودی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}