شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

میخانه از لعل لب تو پرشرو شور است
مسجد ز تجلی رخت غرقه نورست

عکس رخ تو زآینه کون هویداست
لیکن چه کند عامی بیچاره که کورست

در پرده ذرات جهان گرچه نهانی
آن نیز بروی تو که از فرط ظهورست

حسن رخ تو ظاهر و پیداست ز عالم
تابان همه ذرات ز مهر تو چو هورست

در ملک دل عاشق غمدیده چه گویم
کز روح خیال تو چه شادی چه سرورست

هرکس که بجز کوی تو و روی تو جوید
گر جنت و حورست که از عین قصورست

در مانده اسیری بغم عشق چنانست
کز بود حود و دنیی و عقبیش نفورست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}