شمارهٔ ۱۰۵۷

غزلیات

گل و رخسار تو دارند به هم یکرنگی
لب شیرین و دهانت به شکر هم تنگی

به ملامت نشد از لوح دل آن نقطه خال
که سیاهی نتوان شست به آب از زنگی

خالهای سیه تو بزنخدان گوئی
دهنت دانه بچه کرد ز بیم تنگی

تا چرا غمزه و ابروی توأم زود نکشت
سالها رفت که با تیر و کمان در جنگی

صوفی ار جام لبت بیند و در کنج حضور
نشکند شیشه سالوسة زهی بی سنگی

جامه رنگین چه کنی جام طلب کز می عشق
رنگ آنراست که دارد صفت بی رنگی

تا هنوزت قدمی در ره هستیست کمال
رو که از مقصد خود دور به صد فرسنگی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}